H.Hajihusseini

فهرست اصلی
وبلاگهای دیگر
چشم اراک (پانوراما)
Facebook-فیسبوک
عکسهای من در Google Earth
ویکی مپیا انجیرک-Wikimapia Anjirak
Google+ صفحه نویسنده وبلاگ در گوگل پلاس
پیوندهای روزانه
پست های پیشین
فروردین 1390
مهر 1389
تیر 1389
خرداد 1389
فروردین 1389
دی 1388
آبان 1388
دی 1387
شهریور 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
تیر 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
مهر 1385
تیر 1385
خرداد 1385
POWERED BY










برای دیدن عکسها در اندازه اصلی آنها را در کامپیوتر خود کپی کنید
تهیه شده توسط حمید حاجی حسینی | لینک ثابت
بخشی از سفر نامه ناصرالدین شاه به منطقه
روز دوشنبه ـ دهم
امروز باید برویم به سلطان آباد عراق. صبح برخاسته از سراپرده آمدیم بیرون. ساعدالدوله سردار قشون عراق، محمدخان سرتیپ بزچلو را كه باید با فوجش به عربستان برود، به حضور آورده بود، مرخص شده رفت. جناب امین السلطان هم رفع كسالتش شده امروز احوالش خوب بود و دم در سراپرده به حضور رسید. بعد سوار كالسكه شده راندیم و افتادیم به همان راهی كه روز آمدن به انجدان آمده بودیم. قدری رو به جنوب رفته تا رسیدیم به همان راهی كه آن روز ما میانبر كردیم. از آنجا راه رو به مغرب شد و قدری كه راندیم كمكم اطراف راه دره و ماهور شد. رسیدیم به ده امان آباد كه امان الله خان سرتیپ سه سال است احداث و آباد كرده است. ده خیلی معتبری است، قلعه محكم و خانوار زیاد و زراعت بسیاری داشت. از دره و ماهورها كه گذشتیم به جلگه وسیعی رسیدیم كه طرف دست چپ آن جلگه ای در دامنه كوه ده انجیرآباد واقع بود. این ده، ملك صمصام الملك و جزو كزاز است. چون وقت نهار بود، سوار اسب شده راندیم به طرف تپه كه در دست راست بود و فرمودیم روی تپه آفتاب گردان زدند. به نهار افتادیم. طرف دست چپ این جلگه كزاز است و دست راست فراهان. دهات زیادی دارد كه هر چه نگاه میكردیم آبادی روی آبادی بود. به مسافت دو فرسنگ از اینجا كویر نمكی پیدا بود كه بعضی از جاهای كویر هم نمك داشت. در وسطهای كویر آبی به نظرمان آمد به قدر یكی از دریاچههای كویر قم. دوربین انداخته دیدیم مثل اینكه در صحرا چادرهای پوش قلندری زده باشند. از دور سفیدیهای متعدد پیدا بود و بعد پرسیدیم، معلوم شد آنها نمك است كه بیرون آورده جا به جا تل كردهاند. نمك اینجا خیلی معطر و خوب است و به سلطان آباد و اطراف عراق همه جا میبرند. دهات ملك آباد و موت آباد و احمد آباد كنار این دریاچه واقعند. این جلگه آنچه به نظر میآید یا زراعت است یا بوته و سبزه خود روی. خیلی منظر خوبی دارد. اما هوا چون خیلی گرم بود، شخص میل به تفرج صحرا نمی كرد. قریه امیرآباد هم كه ده سال است صمصام الملك آباد كرده و به قدر نیم فرسنگ از اینجا دور بود، قریه آبادی است و قلعه معتبری دارد كه از طرف مقابل نمایان بود.
پسر رعیتی در اینجا پیدا شد كه یك بچه آهوی بزرگی را زنده گرفته برای ما آورده بود. فرمودیم از كجا گرفتی، عرض كرد اینجا خفته بود. افتادم رویش گرفتم خیلی پسر با مزه ای بود. گفتیم آهو را در آبدارخانه نگاه داشته بعد رها كنند برود. در بین نهار بودیم كه یكدفعه قال و مقال شده گفتند آهو دررفت. برخاسته نگاه كردیم، دیدیم بره آهو فرار كرده و از بغله كوه با كمال سرعت میدود. بعد از نهار پیاده آمدیم تا پایین كوه و سوار كالسكه شده راندیم. قدری كه رفتیم رسیدیم به دره بغدادی كه دهی است آباد و قدری از آن، مال حاجی آقا محسن مجتهد است. جای خوبی بود، پنج شش نفر پسرهای حاجی آقا محسن آمدند دم كالسكه به حضور رسیدند. بعد از دیدن آنها باز رانده قدری كه رفتیم حكیم الممالك كه از شهر آمده بود، به حضور رسید. آمدیم تا رسیدیم به دسته جات سوار و قزاق. سواره قزاق جلو افتادند و سایر سوارها از عقب. جمعیت زیادی هم از ملتزمین ركاب و معارف شهر بودند. نزدیك شهر سوار اسب شدیم. بیرون شهر ازدحام كثیری از مرد و زن بود كه از شهر بیرون آمده سر راه ایستاده بودند و وقت ورود ما دعا میكردند. متجاوز از بیست هزار نفر جمعیت به نظر آمدند. همه جا آمدیم تا وارد عمارت حكومتی شدیم. همان عمارت قدیم است، اما حالا حكیم الممالك خیلی خوب تعمیر كرده است. هوای روز عراق و شهر سلطان آباد خیلی گرم است، اما شبها سرد و خوش است. وقت عصر رفتیم بالای برج عمارت جای تماشائی است و چشمانداز خیلی خوبی دارد. شب هوا صاف و آرام و مهتاب بود، اما به قدری سرد بود كه سرداری خز پوشیدیم...
--------------------------------------------------------------------------------------------------
تصویر بالا منطقه مورد اشاره را تماما به نمایش میگذارد با کلیک بروی آن کل منطقه را بوضوح ببینید.
عکس از :حاجی حسینی
مطالب از: برج شیشه اراک
تهیه شده توسط حمید حاجی حسینی | لینک ثابت
اندازه اصلی این عکس فوق العاده بزرگ است.
برای بهتر دیدن آن بر روی عکس کلیک کنید وچندین!!!!!!!دقیقه صبرکنید
تا تصویر اصلی باز شود.اگر هم اینترنت پر سرعت دارید که خوش به حالتان.
به هر حال ارزش دیدنش را دارد بخصوص چند سال دیگر که این منظره بکلی تغییر میکند.( آن دیواری که مثل هزار پاداردبه طرف انجیرک میرودخود گویای همه چیز است.)
...................................................................
اینهم از زمین خاکی فوتبال انجیرک.
تهیه شده توسط حمید حاجی حسینی | لینک ثابت